سلام

به احترام پیشنهاد یکی از دوستان قالب وبلاگ عوض شد

البته تا اطلاع ثانوی.

خیلی مخاطب سالار نیستم پس فکر نکنید هر روز همین برنامه است

بتاب

رفته بودم نماز جمعه بعد از نماز کنار دستیم که مرد میانسالی بود نمیدونم به چه علت روی برگه ای واسم نوشت:

خورشید باش که اگر بخواهی به کسی نتابی نتوانی

تنهایی

بعضی وقت ها احساس تنهایی میکنم نه این که کسی کنارم نیست نه،وقتی قرار یه تصمیم مهم بگیری که تو سرنوشت خودت یا یه نفر دیگه تاثیر میزاره و برای انتخاب کردن هم از کسی تو اطرافیانت کاری بر نمیاد و خودت تنهایی، اون موقع است که احساس تنهایی سراغت میاد.

خودتو سر دوراهی میبینی به اطراف نگاه میکنی که از کسی بپرسی راه درست کدومه کسی نیست که نیست

میترسم از این حالت که نکنه اشتباه عمل کنم و چه قدر مدیون اون دست هایی ام که رهاییم نکردن تو این شرایط

توکل و مخصوصا توسل رو دوست دارم که یاد خداست و آرامش بخش چیزی که این وقت ها (وهمیشه) خیلی لازم دارم

یا حسین

تماشاچی

قبلنا هر وقت تو دسته عزاداری میدیدم بعضیا به جای عزاداری ایستادن و فیلم برداری میکنن یا فقط نگاه میکنن اعصابم خورد میشد که این چه رفتاریه یا عزاداری کن یا برو پی زندگیت اینجا چیزی واسه تماشا نیست

دو سه شب پیش رفتم مراسم،مکان برگزاری سالن ورزشی بود من که رسیدم فقط روی سکوی تماشاگران جای خالی بود رفتم همونجا و مشغول سینه زدن شدم

یه یاد همون بعضیا افتادم دیدم الان شدم شبیه همون ها نه فقط اون یک ساعت دیدم همیشه واسه دین خدا تماشاچی بود ولا غیر.و الا برای امام در غیبت کبری کاری میکردم یا برای غربت دین خدا

حیرانی

 ۱۰ ربیع الثانی «امروز» به روایتی رحلت یا شهادت حضرت معصومه کریمه اهل (سلام الله علیها) گفته شده و به روایت دیگر میلاد امام حسن عسکری (علیه السلام).

مرحوم کلینی (ره)روز شهادت امام را در کتابش ذکر نمیکند با اینکه نزدیک همان روز ها زندگی میکرده

چرا؟نمیدانم فقط به اوج مظلومیت این خاندان میرسم

دیشب یه لحظه موندم شاد باشم یا غمگین؟

فکر عزا باشم یا جشن؟

البته چون روز میلاد در هشتم ربیع الثانی برگزار شد بنا را وفات اخت الرضا گذاشتم و رفتم هیئت

به یاد همه عزیزان بودم

به هر حال...

فرقی نداره عزا یا جشن مهم به یاد ائمه بودن است

زینت این خاندان بودن مهمه بقیه اش وسیله است

یا حسین تا حسین