تصورم معمول اطرافیانم اینه که من چون خیلی مذهبی ام دوست دختر نداشتم ولی خب اشتباه میکنن من چون میترسیدم از اینکه پیشنهاد دوستی به یه دختر بدم دوست دختر نداشتم. ترس هم شاید یه ترس مثبت مثلا ترس از خدا به نظر بیاد ولی خب این هم نبود، ترس از مردم بوده ترس از آبروریزیش. فقط اینجا هم نبوده من سراغ خیلی چیزها نرفتم چون ترسیدم. من همیشه میترسیدم، ترس همیشه با من همراه بوده. ترس دوست قدیمی منه